بچرخ تا بچرخیم

بسم الله الرحمن الرحیم

امشب از آن شب‏هاست که حالم خوب است. همین جوری الکی. آن‏قدر از بی‏حوصله بودن‏هامان گفتیم که دلم برای یک خوب بودن ساده تنگ شده. البته شاید خیلی هم ساده و الکی نباشد. محمّد -برادرم- بعد از شش ماه آمده. یکی دو تا میهمان و میهمانی دیگر هم داریم. گاهی هم گپ و گفت و خنده‏ای. البته به موازات همه‏ی این‏ها اتفاقات گنگ دیگری هم در حال رخ دادن است که شاید یک روز درباره‏‎‏شان نوشتم. سعی می‏کنم سختی این تجربیات را با ذوق و کنجکاوی دانستن قسمت آخر سریال جایگزین کنم و منتظر باشم ببینم خدا خودش آخر داستان را چه‏طور رقم می‏زند که مطمئناً خوب است. یک اتفاق خوب دیگر هم هست؛ این که احساس می‏کنم دست و پا زدن‏های الکی و جان‏فرسایم دارد ذرّه ذرّه جان و جهت می‏گیرد و محوری که دورش بچرخد. و به پاس همه‏ی این‏ها الحمدلله ربّ العالمین. دل‏خوشم به همین حرف‏ها. به این که وَما هذه الحَیاةُ الدُّنْیا إِلّا لَهْوٌ ولَعِبٌ. حوصله ندارم برای بازی بالا و بلندی دنیا، غصه‏های جدّی بخورم. نقشی که بر عهده‏ام گذاشته شده ایفا می‏کنم. مابقی‏اش هر چه بادا باد. 

خدایا این آرامش را برای من و همه‏ی آن‏ها که طالب آن‏ند مستدام گردان.

ولا حول ولاقوة إلّا بالله

/ 10 نظر / 37 بازدید
محسن

سلام. حبّ دنیا نداشتن، آغاز حس آزادگیه. اگر واقعاً اینجوری فکر میکنید، شادی از آن شماست. با مطلبی در مورد اعجاز قرآن، به روز هستم. دوست دارم نظر شما رو در موردش بدونم.

شکلات

در پاسخ به نظر خصوصی: وقتی هیچ ایمیل و ردّی از خودتان نمی‏گذارید چه طور انتظار دارید جواب به این خصوصیت را هم بهتان بدهم؟! و به دست‏تان هم برسد؟! در ضمن خودتان از سوال خنده‏تان نگرفت؟! شخصیت داستان؟!

مهراوه

بازم سلام. اینجا جواب سوالمو بدید!

مهراوه

راستی امیدوارم شادیتون مستدام باشه.......

سلام

سلام میخواهم تشکر کنم که پاسخم رو دادین همین که پاسخم رو دادین یعنی اینکه قابل دونستین متشکرم سپاسگزارم

سلام

متشکرم من ایمیل و شماره رو درست وارد کردم ولی شما asa.sanat@yahoo.com ممنون بابت محمد- برادر ولی فکر کنم شما ناراحت شدین اگه اینطوره معذرت...

سلام

سلام خیلی ممنون از راهنماییهاتون ولی شما فکر نمیکنید این چیزهایی که شما فرمودید هر کسی میداند ؟؟؟ من فکر میکردم شما مانند نوشته هایتان هستید ولی مثل اینکه هر کسی که چیزی مینویسد لزوما نباید مثثثثثثثل آن باشد ... کاش همه همانطور که هستیم بنویسیم یا اینکه همانطور که مینویسیم باشیم... متشکرم

چوپان

سلام. مطلب علی چنگیزی رو خوندم. یکی دیگه از رنجهای متداول و روتین جامعه امروزی ایران. شاید باور نکنید ولی دائم از این نوع مشکل اطرافم می بینم و برام عادی شده. نفهمیدم کجای نوشتن در این مورد شهامت میخاد ولی بهر حال اینجوری مطرح شدنش دیگه تکراری شده. همه مطالب وبلاگ من همین ریختی ان.ببینم شما از چه زاویه ای می بینید.

مهراوه

سوالم جواب نداشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شما همیشه اینطوری برخورد می کنی؟

مهراوه

ولی من ایمیلمو چک کردم چیزی نیومده بود!