فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلمُحْسِناتِ مِنکُنَّ أَجرًا عَظِیمًا*

بسم الله الرحمن الرحیم

به طرز خیلی تبعیض‏گونه‏ای فکر می‏کنم خیلی مسخره‏است یک زن بخواهد مردی را نصیحت کند. شاید خیلی‏ها در مقابل این حرفم موضع بگیرند ولی این یک خاصیت درونی‏ست که ناخواسته (حتی گاهی در محیط وبلاگی) در خودم احساس می‏کنم. دلیلش را هم نمی‏دانم. شاید مثلاً یک زمانی می‏توانستم برادرم -علی- را که سه سال از من کوچکتر است نصیحت کنم -و با وجود این که یادم نمی‏آید تا به حال علی در مقابل من طغیان کرده باشد- امّا حالا کم‏کم از این هم حذر دارم. 

شاید یک مقدارش مربوط باشد به عدم شناخت. یعنی هر چه‏قدر هم که نزدیک، بالاخره یک چیزهایی هست که من به عنوان یک زن، دقیقاً نمی‏توانم احساس مرد را درک کنم. برای همین هم بلد نیستم حرف بزنم. علاوه بر این فکر می‏کنم غرور مردانه جوری‏ست که نباید خیلی مستقیم بگویی کارت اشتباه بود، به رخ بکشی و عتاب کنی. اصلا زن‏هایی که این کار را می‏کنند به نظرم خیلی مضحک می‏آیند و مسخره‏تر مردهایی که در این مواقع موش می‏شوند!

زن فهمیده باید به موقع از صبر و خاصیت "إنّ مکرهنّ عظیم"ش استفاده کند و این اصلاً بد نیست. چرا که "والله خیرُالماکرین". نیش و کنایه نزند. امّا نرم و با سیاست زمینه‏ی عمل درست را فراهم کند. در عین حال آفت مردانه‏گی را هم همین غرور و تکبّر می‏دانم. جایی که این مراعات کردن‏ها سبب توّهم کسی یا چیزی بودن، توّهم همیشه محق بودن شود. 

خوش به حال زن‏های فهمیده و صبور. بله! زن بودن اصلاً آسان نیست. آدمی که من باشم خوب بالأخره یک جایی کم می‏آورد و هر چه در دل دارد می‏گوید.  تمام عمر داریم خودمان را می‏کُشیم که زن باشیم، که الگو بگیریم از عقیله‏ی کربلا! 

 

*پس به راستى خدا براى زنان نیکوکار شما پاداش بزرگى آماده گردانیده است./ احزاب 29

/ 0 نظر / 31 بازدید